فیلم Dear Zindagi با بازی شاهرخ خان و آلیا بات در روز جمعه 25 نوامبر 2016 اکران خواهد شد. این فیلم در روز چهارشنبه 23 نوامبر 2016 در آمریکا و کانادا و در روز پنجشنبه 24 نوامبر 2016 در امارات و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس اکران خواهد شد. به همین دلیل مجله های اماراتی مصاحبه ای را با شاهرخ خان و آلیا بات انجام دادند.
سلام، فیلم Dear Zindagi با حضور شما دوست داشتنی شده است. آیا شما فکر می کنید که نصف کار شما انجام شده است چون تریلر فیلم به نظر خوب است؟
آلیا: شنیدن این جمله از شما ، احساس خیلی خوبی است.من نمی دانم .آیا نصف کار ما انجام شده شاهرخ؟
شاهرخ : کار ما فقط زمانی کاملا انجام شده است که شما بروید فیلم را تماشا کنید.به امید خدا، فیلم موفق خواهد شد. تریلر فقط قسمت هایی از فیلم را به شما ارائه می دهد. یک سری اطلاعات سطحی درباره ی فیلم به شما می دهد که شما فیلم را برای تماشا کردن دوست داشته باشید.من فیلم را دیدم و فکر می کنم که متفاوت است. متفاوت بودن در یک مسیر خوب و نه فقط گفتن کلمه ی متفاوت.شما با حالتی راحت و آسوده ساعتی را به تماشای فیلم سپری می کنید و سرگرم می شوید ، این فیلم درباره موضوعاتی صحبت می کند که نیاز بود گفته شوند.
اگر شما برای زندگی یک نامه می نوشتید، چه می نوشتید و چرا؟
شاهرخ: از شما سپاسگزارم، شاهرخ. تمام چیزی که می نوشتم.
خیلی خلاصه بود. من فکر می کردم شما مرد واژه های کم نیستید؟
شاهرخ: شما به زندگی نامه می نویسید و زندگی هرگز به شما جواب نخواهد داد. زندگی زیباست و من فقط می خواستم تشکر کنم.
آلیا: زندگی عزیز، متشکرم برای زنده بودن.
شاهرخ: مانجوشا(مصاحبه کننده) ، شما در نامه خود به زندگی چه می نوشتید؟
مانوجشا: من نیاز به خواب دارم چون مادر سه تا بچه هستم...
شاهرخ: اما من فکر می کنم اگر شما می خواستید به زندگی نامه ای بنویسید ، می نوشتید از تو سپاسگزارم و برای داشتن این زندگی خیلی زیبا و شیرین از تو ممنون هستم زندگی.وقتی شما به بچه هایتان نگاه می کنید ،شما درباره خوابیدن فکر می کنید یا این هدیه های فوق العاده که زندگی به شما داده است؟
آلیا: من فکر می کنم هر دوی ما نامه های محترمانه ای به زندگی می نوشتیم. شاید یک لحظه بعد، من چیزهای بیشتری از زندگی بخواهم اما آخرین نامه ما به زندگی باید چیزی شبیه آن چیزی باشد که ما به شما گفتیم.
منصفانه ست.شاهرخ ، این عالی ست که شما شخصیت راهنمای آلیا را در فیلم بازی کرده اید اما شما فکر نمی کنید که در حال حاضر هالیوود داستان های مشابهی دارد مثل فیلم Dead Poet’s Society ؟ آیا فیلم Dear Zindagi در فضایی مشابه این فیلم ساخته شده است؟
شاهرخ: وقتی شما درباره فیلم Dead Poet’s Society یا فیلم To Sir With Love صحبت می کنید ، بیشتر درباره رابطه ی دوستی یک معلم و دانش آموز است . فیلم Chak De India بیشتر به این فضا شباهت دارد. در این جور فیلم ها ، یک شخصی بالای سر دانش آموزان ایستاده و آنها را برای ورزش یا تحصیلات ادبی آماده می کند.در فیلم Dear Zindagi ،داستان درباره یک راهنما یا معلم نیست. آلیا در یک مرحله از زندگی خودش، نیاز به کسی دارد که به او گوش دهد.آنها نیاز به کسی دارند که با او صحبت کنند یا آنها را راهنمایی کند. آنها به یک آقای تعمیرکار نیاز ندارند. آنها نیاز دارند که شنیده شوند چون چیزهایی هستند که با احتیاط درباره آنها با والدین خود صحبت می کنند. گاهی اوقات، حتی دوستان هم نمی توانند این فاصله را پر کنند.
شما شخصی که قضاوت می کند را نمی خواهید. شخص جوان شاید کارهای اشتباهی انجام دهد،طبق گفته ی بسیاری از آدم ها اما گاهی اوقات آنها در زندگی خود نیاز به کسی دارند که حرف های درست به آنها بزند.بیشتر از یک راهنما ، دوست یا فیلسوف، شخصیت من لایه های بیشتری از یک رابطه ی دوستی بین معلم و دانش آموز است. رابطه ی بین جهانگیر خان و کایرا بسیار دوست داشتنی است.

آیا شما از جهانگیرخان، شخصیت شاهرخ خان در فیلم یاد گرفتید؟ شما قادر بودید که فراموش کنید که در مقابل یکی از بزرگترین فوق ستاره های جهان در حال بازی هستید؟
آلیا: برای لحظات ابتدایی فیلمبرداری مشکل بود که فراموش کنم شاهرخ چه کسی است. به جای آن به خودم یادآوری کردم که من در مقابل دوربین هستم و باید جمله هایم را بگویم. این سوال مشخص را همه از من می پرسند که من از شاهرخ چیزی یاد گرفتم از یک ستاره، اما بیشتر از شخصیت او یاد گرفتم. در واقع من دیروز یک پیام برای او فرستادم که من دلم برای جاگ الان تنگ شده است ،اسمی که من او را در فیلم صدا می زنم. او از جمله اشخاصی است که احساس شما را طرد نمی کند. طبق گفته خودش، احساس بد همیشه چیز بدی نیست. این یکی از عالی ترین چیزهایی است که شنیدم. گوری شینده خیلی با حساسیت و هوشمندانه فیلمنامه را نوشته است.
آیا شما فکر می کنید شخصیت ها از سندرم پیتر -پن رنج می برند؟ که در آن شما بدن یک مرد را دارید اما ذهن شما بچه است؟
آلیا: جهانگیر غرایزی مثل بچه دارد اما او با دانش و خردمند است .این جنبه ها چیزی است که همه مشتاق آن هستند.
شاهرخ: همه باید کیفیتی از یک بچه ی پا ک و بی گناه داشته باشند. به عنوان یک فرد، کیفیتی که من بیشتر آن را گرامی می دارم این است که من می توانم یک بچه سه ساله تا یک فرد 75 ساله باشم و من از این شخصیت خوشحال هستم. من هنوز هم سر به هوا، کنجکاو و متعجب زده هستم. برای خلق زمینه ای عمدتا بدون ساختگی و تصنعی بودن ،ساده نیست کیفیت هایی را بروز دادند. من به سادگی از کوچکترین چیزها و زیباترین چیزها در جهان متعجب می شوم. هرکسی باید شگفت زدگی های کودکانه داشته باشد. زندگی من هنوز نشکسته است و در من یک بچه وجود دارد حتی در حال حاضر.
اما شاهرخ،آیا شما احساس می کنید در جای بهتری هستید؟ اشخاص جوان هنوز در برنامه های دوستیابی در موبایل به دنبال عشق و خانواده هستند؟
شاهرخ: من به داشتن یک شریک، یک خانواده و یک دوست باور و اعتقاد دارم. فرایند عشق هرگز تمام نمی شود. عشق می تواند به شکل های مختلفی بیاید. چیزی که شما درباره دوست ، خواهر یا فرزند خود احساس می کنید. در طول زندگی شما در حال گرفتن و خارج شدن از عشق هستید. من درباره عشق عادی و معمولی یک زن- مرد یا دوست پسر - دوست دختر صحبت نمی کنم.جوانان با عدم اطمینان و تازگی روبرو هستند. این چیزی است که من با آلیا در فیلم به دنبال شناسایی آن هستیم. او هم سن من نیست اما او می نشیند و درباره ی موضوع عشق و فضایی که از خانواده ی خود می خواهد سوالاتی را می پرسد. وقتی شما جهانگیرخان و کایرا را می بینید شما متوجه می شوید که او درباره عشق می فهمد.
آیا بین شما جرقه ی پروازی در فیلم هست؟
آلیا: برای پیدا کردن این ، شما نیاز دارید که فیلم را تماشا کنید. اجازه دهید چیزهایی در تعلیق باقی بمانند.
شاهرخ: به اندازه کافی در فیلم فضا است که همه از رابطه ی دوستی که ما در فیلم با هم سهیم شدیم راضی و خرسند باشند. این درمانی بسیار زیباست. شما بعد از دیدن فیلم رابطه ی طولانی خود را ترک می کنید یا از من فقط به عنوان مک دونالد فکر می کنید و از غذای فیلم لذت می برید.

شاهرخ در فیلم نقش یک مشاور را بازی می کند،آیا شما بچه ها ،هرگز احساس کرده اید که به یک رواشناس نیاز دارید؟
آلیا: همه نیاز دارند که درباره ی موضوعات مختلف جواب های خود را پیدا کنند. آیا من نیاز دارم که کسی به من کمک کند؟ بله.هر سه روز شاید. در آن زمان ها من درباره چیزی گیج شده ام یا من نیاز به صحبت با کسی دارم. این درست زمانی است که شما به یک غریبه در زندگی نیاز دارید ،غریبه ای که بتواند درباره موضوعات مختلف به شما کمک کند. من هنوز انجامش نداده ام. اما من تعدادی افراد در زندگی خودم دارم که می توانم درباره هرچیزی با آنها صحبت کنم.من خیلی شخص راز دار و پنهان کاری هستم و خیلی چیز ها در خودم نگه داشتم. این دلیلی است که تا حالا پیش روانشناس نرفتم.
شاهرخ: وقتی من با آلیا برای بازی در این فیلم صحبت کردم ، من نوعی از مشاوره را برای او در فیلم انجام دادم.من از او چیزهایی را پرسیدم که این چیزها معیار های او برای یک مشاور بود. او باید جذاب و هوشمند و موفق باشد ، در نهایت او یکی را برداشت.من رایگان به او مشاوره دادم.
آلیا، شما در 23 سالگی در ردیف بهترین های بالیوود هستید،شما موفقیت های زیادی را کسب کرده اید، حالا آرزوی شما چیست؟
آلیا: این مثل این است که چگونه هر روز بیدار می شوید.چون شما بیدار می شوید و هر روز زندگی می کنید. فیلم های من و زندگی من مسیری برای من هستند. هدف من ادامه دادن بازی در فیلم های متفاوت به مدت طولانی برای مردمی که من را دوست دارند.
آیا شاد بودن در زندگی ساده و راحت است؟
شاهرخ: ساده تر این است که غمگین نباشید. این راحت ترین جوابی بود که می توانستم به شما بگویم. هر زمان که از من می پرسند که من شاد هستم، من می گویم که من احمقی نیستم که به اندازه کافی خوشحال می شود.این سوالی ابدی و همیشگی است که وقتی ما می خواهیم چیزی را بدست بیاوریم و هرگز کافی نیست.مثل این است که اگر ما قرص لاغری پیدا کنیم ، من فکر می کنم ما قرص برای شادی پیدا کنیم در هر زمانی بهتر فروخته می شود.در روزهایی که می روند احساساتی وجود دارند که به شما آرامش و خلوت می دهند .
شاهرخ ، شما مسلما یکی از بزرگترین ستاره ها جهان هستید.هنوز هم نقش های کوچک انجام می دهید مثل نقشی که در فیلم Dear Zindagi بازی کرده اید. نظر شما در این باره چیست؟
شاهرخ: من جایی خواندم که می گفت: نقش های کوچک وجود ندارند اما فقط بازیگران کوچک وجود دارند. من از تئاتر می آیم. من بخش هایی را بازی می کردم که فقط روی صحنه می آمدم و می گفتم ،من یک نامه برای شما دارم. من سه ماه برای این نقش تمرین می کردم.من خیلی زیاد از نقش هایی که بر روی صحنه یا در فیلم ها بازی کردم لذت برده ام.
مهم ترین چیز برای یک بازیگر این است که او از تجربه کردن در فیلم ها حریص باشد و این فقط یک درمان یک طرفه است که چیزی برای شما ندارد. مهم انجام دادن یک فیلم است حالا می خواهد حضوری افتخاری باشد یا نقش کوچک یا نقش اول.بسیاری از مردم فکر می کنند که من روشی برای انتخاب فیلم هایم دارم. من فیلم هایی را بازی می کنم که به من پیشنهاد می شوند. من می دانم که یک فیلم من را پیدا می کند اگر برای من معنی داشته باشد.
من فکر می کنم Dear Zindagi فیلمی بود که من نیاز داشتم آن را بازی کنم نه برای دلیلی که فیلم داشت بلکه برای دلایل خودم.این برای من مهم بود.من چیزی به فیلم اضافه کردم؟ نه. من به عنوان ستاره وارد فیلم شدم؟ نه. من عشق زیادی را بدست آوردم به خاطر بازی کردن در این فیلم؟ بله.

شاهرخ خان یک مشاور است
شاهرخ: من با بچه هایم خیلی دوست هستم.من فکر نمی کنم هرگز بتوانم به آنها مشاوره بدهم. اگر کسی صحبت های من با پسرم یا دخترم را از تلفن بشنود، فکر می کند که من دارم با یک شخص هم سن خودم صحبت می کنم یا من هم سن آنها هستم.از سال ها قبل و حتی بچه ی سه و نیم ساله ی من، من وقت زیادی را با آنها برای انجام هر چیزی که آنها دوست داشتند و حتی آرزو داشتند، سپری می کردم. آنها حالا خیلی از تمایلات خودشان را از دست داده اند.
این چیزی است که من از پدر آلیا یاد گرفتم. او به من می گفت که هرچیزی را به بچه هایت بده و آنها به سنی می رسند که دیگر چیزی نمی خواهند جز عشق تو را. بچه های من طبقه بندی شده اند. مسائل و مشکلات آنها در راه است.زمان هایی من در مواجه با مشکلات آنها مهارت لازم را ندارم اما در پایان مشکل ، بزرگترین توصیه ی من به آنها این است که اگر شما احساس کردید که مشکلاتی در طول راه وجود دارند ، من می آیم و شما را نجات می دهم.
آیا شاهرخ خان تنها و غمگین است؟
شاهرخ: من یک بار از یک مهمانی بر می گشتم و به یک آهنگ در رادیو گوش می کردم و شعر آن را در صفحه خودم نوشتم. همه شروع کردن به عکس العمل نشان دادن که تو خیلی تنها هستی، چرا تو احساس ناراحتی می کنی، می توانم من تو را در آغوش بگیرم؟
نه ، من احساس تنهایی و ناراحتی نداشتم و من تنها نیستم.من فقط از یک مهمانی بر می گشتم و خوشحال بودم.مردم مفاهیم خیالی از چیزی که شما در شبکه های احتماعی می نویسید برداشت می کنند و بستگی دارد که چه کسی در چه زمانی آن را بخواند.
اغلب اوقات من احساسم را می نویسم. این چیز خیلی درونی ای نیست که به تمام جهان بیانش کنم.بسیاری از مردم باور دارند که زندگی من مثل یک کتاب باز است چون من خیلی راحت و باز صحبت می کنم.اتفاقا شما بیشتر من را ملاقات کنید ، من کمتر شما را می شناسم.من هرگز نمی توانم یک مشاور باشم. من در صحبت کردن با مردم خیلی خجالتی هستم.
ترجمه:amir