نقش جهانگیر خان با بازی شاهرخ خان در فیلم Dear Zindagi را همه دوست داشتند و این فیلم توانست به فیلم موفقی تبدیل شود و فروشی عالی داشته باشد. حالا شاهرخ خان می خواهد فیلم جدید خود Raees را برای اکران آماده کند. او مشغول فیلمبرداری سکانس هایی از فیلم Raees بود جایی که این مصاحبه انجام شده است.
بعد از فقط نیم ساعت انتظار ، شاهرخ خان از محل فیلمبرداری بیرون آمد و سوار ون خود شد تا به منزل خود برگردد.شاهرخ خان گفت ما می توانیم مصاحبه را در مسیر بازگشت انجام دهیم و ما مصاحبه را آغاز کردیم. ما درباره همه چیز صحبت کردیم، موفقیت فیلم اخیر او و حضور او در فیلم Dear Zindagi ، موفقیت ها و شکست ها ، نزدیک و شخصی تر با شاهرخ خان.
فیلم Dear Zindagi بازخوردهای خیلی خوبی دریافت کرد. آیا شما وقتی برای بازی در این فیلم بله می گفتید، انتظار این بازخوردها را از فیلم داشتید؟
شاهرخ خان: من آنها را مثل یک گروه و تیم یک روز در خانه ملاقات کردم.گوری شینده، آلیا بات ، کوثر مونیر و کاران جوهر در خانه بودند و آنها داستان را برای من تعریف کردند.من واقعا قسمتی از خط داستانی فیلم را دوست نداشتم.من باور کردم که وقتی زنان فیلمی را می سازند،آنها به آن خیلی باور و اعتقاد دارند.اینجا بود که چیزهایی خوب شد، شاید فراتر از قوه ادراک مردان است، من هم مرد هستم( می خندد).
برای من بیشتر اهمیت داشت که با آنها همراه شوم ، این شاید تنها کسب و کار در جهان باشد که من می توانم زندگی را با شخص دیگری باور کنم و چیزهای جدیدی یاد بگیرم.وقتی من می گویم از مصاحبه هایم یاد می گیرم، این درباره بازی کردن نیست،این درباره احساسی است که من دارم. وقتی من در محل فیلمرداری بودم خیلی چیزها ساده بود.چیزهای عالی مثل بازی کردن کبدی یا گفتن جملات فوق العاده.این ها حقایق اصلی زندگی هستند که ما همه می دانیم .
وقتی شما درباره قدردانی صحبت می کنید، من می گویم یک لحظه...ببین من یک بازیگر هستم، من تشویق و تحسین را دوست دارم، من می خواهم تشویق شوم، من یک بازیگر هستم و می خواهم پذیرفته شوم و حالا برای کسی که برای 25 سال بازیگر بوده است ، این اتفاق با هر نقش و شخصیتی رخ نمی دهد. این فراتر از یک شخصیت است. این فقط یک بیان بسیار خام از احساسات است که در یک جهان زیبا - واقعی یا غیر واقعی اسیر است .این تفاوتی ندارد.
آیا شما هرگز یک جهانگیر خان پیدا کرده اید؟ آیا زندگی شما مثل کایرا خوبه یا نه؟ این سوالی ست که باقی می ماند و چگونه فیلم پایان می یابد.این یک سفر است که ادامه دارد.من فقط خیلی خوشحال هستم که مردم کاری را که من در فیلم انجام دادم را دوست داشتند. من چیزی را انجام ندادم و این دلیلی است که برای من دوست داشتنی تر شده است.
من قسمتی از این را بازی نکردم.من باور دارم به عنوان بازیگر، شما می توانید چیزهایی را انجام دهید و درحالی که شما قسمتی را بازی نمی کنید و به طور کامل توسط شخص دیگری راهنمایی می شوید ، این گوری ، آلیا و دیگر خانوم ها در محل فیلمبرداری بودند. این زیباترین احساس است.
یک چیزی که Dear Zindagi یاد می داد این بود که مشکلات کوچک در واقع می توانند باعث ویرانی یک زندگی شوند.آیا شما شخصا از مشکلات کوچک عذاب کشیده اید؟
شاهرخ خان: بله، کاملا. در واقع ، اگر شما نگاه کنید، یک مشکل کوچک خیلی زود به یک مشکل بزرگ تبدیل می شود.اگر شما به فکر کردن درباره آن ادامه بدید، بیشتر پیچیده تر می شود. اینجا تنها دو راه در زندگی وجود دارد، این هست یا نیست. مسیر و راه سومی نیست. هیچی بین این دو نیست.اگر شما در یک رابطه دوستی هستید، اولین چیز ، پذیرش همه چیز است و در حقیقت این یک کیفیت شگفت انگیز است اگر شما قبول کنید، به نوعی آن چنان بی اهمیت است که بخشی از زندگی شما می شود.
آیا شما در یک رابطه دوستی هستید؟ هستید یا نیستید. اگر شما از آن رضایت دارید و لذت می برید، خب درباره آن احساس شادی و لذت دارید و به فکر کردن درباره آن ادامه ندهید. چه می شد اگر این نبود یا این را که می خواهم باقی بماند؟ به این امیدوار نباشید که این دوستی شکسته نمی شود. از زمان لذت ببرید. در لحظه زندگی کنید یا این باقی می ماند یا نه.
من فکر می کنم مشکلات بزرگ همیشه خود به خود حل می شوند و راه حل در خود آنهاست.اگر شما سعی کنید آنها را بردارید ، هیچ انسانی به اندازه کافی بزرگ نیست که آنها را تغییر دهد. من برای حل مشکلات پرش نمی کنم.من یک جستجوگر راه حل نیستم. من اجازه می دهم چیزهایی رخ دهد. بسیاری از افراد به من می گویند که من خیلی دریایی هستم و در زمان حل چیزهایی شخص درستی نیستم. آنها می گویند تو موضوع را حل نمی کنی.

شما در یک مصاحبه گفتید که شما می توانید عملکرد یک فیلم را در باکس آفیس ارزیابی کنید یا نه با نگاه کردن به آن هم می توانید این کار را انجام دهید. آیا شما همیشه احساس می کردید فیلم Dear Zindagi فیلم موفقی شود؟
شاهرخ خان: فکر می کنم عملکرد خیلی خوبی داشت.این خیلی خوب هم یک محدودیتی دارد.مهمترین مسئله برای یک بازیگر و یک فیلم این است که از طرف تماشاچیان مورد تشویق واقع شود. فیلم اکران خیلی محدودی داشت.شاید کوچکترین فیلم من در چند سال گذشته باشد.منظورم این است که مجموع فروش این فیلم در چهار روز ، فروش روز اول فیلم من است به طور معمول( می خندد). هنوز هم زیباست چون معنا داشت. این فیلم برای مخاطب خاص بود .این خیلی فیلم معناگرایی بود و ما متفاوت فیلم را تبلیغ نکردیم.
این فیلم به آلیا و گوری تعلق دارد،این فیلم یک فیلم شاهرخ خان نیست. من احساس مهمی ندارم و من فقط یک بازیگر در این فیلم بودم. باید برای فیلم گوری و آلیا جشن گرفت. این به این معنی نیست که آنها نمی توانند فیلم 200 کروری بسازند،آنها می توانند وقتی که بخواهند ، من مطمئنم.این باید خیلی زیاد از قلب به پاخیزد و بله این فیلم واقعا عملکردی عالی داشت.من حتی فکر می کنم این فیلم کمی بهتر از فرض من عمل کرد یا فرض دفتر کار من.
ما کارشناسانی که این نوع فیلم ها را بشناسند ، داریم. من به طور معمول، به کارگردان خودم یا تهیه کنندگان تا روز دوشنبه و سه شنبه زنگ نزدم.من به آنها گفتم که به طور عادی در روزهای جمعه و شنبه و یکشنبه فیلم برای ستارگان است و برمبنای ستاره ها فروش می کند اما در روز دوشنبه این می شود فیلم کارگردان. من دیروز به گوری زنگ زدم و گفتم حالا این فیلم توست. قدرت ستاره بودن بعد از سه روز اول اکران تمام می شود. خیلی عالی است دیدن فیلم یک کارگردان که تقریبا نزدیک موفقیت است اگر حتی بهتر از ستاره فیلم نباشد.
ما هرگز یک لیستی از قهرمانان را ندیدیم که شخصیت محوری آن یک زن باشد. شما فکر می کنید Dear Zindagi در این باره آغاز گر تغییراتی باشد؟
شاهرخ خان: من اکثر فیلم هایی که بازی کردم، زنان نقش های عالی ای داشتند. من هرگز فیلم هایی را انجام نداده ام که کاملا درباره من باشند.شاید کاملا به سمت زنان گرایش نداشته باشند اما اگر شما به DDLJ ، Darr ، Anjaam ، Baazigar ، Dil To Pagal Hai ، Chak De India ، My Name Is Khan حتی به Chennai Express نگاه کنید، خانوم ها نقش یک قهرمان را بازی کردند.من مشکلی ندارم و راحت هستم اگر زنان هر جنبه از زندگی را هدایت کنند. این می تواند تجارت، مدیریت ، خلاقیت یا عشق باشد.
من فکر می کنم زنان باید هدایت گر باشند. من هیچ ناراحتی ای ندارم که بگویم این فیلم به این یا آن تعلق دارد . من می دانم که چی کسی هستم، چه بهترین باشم یا نه، چه به اندازه کافی خوب باشم یا نه، من کسی هستم که هستم.شما نمی توانید این را از من بگیرید.ما کل زمان در زندگی در حال درک خودمان هستیم. یادگیری هیچ وقت کامل نمی شود. فقط خودت باش، این بهتر از منحصر به فرد بودن کامل است حتی اگر منحصر به فرد بودن خدشه دار شود. من بسیار در هر مسیری صدمه می بینم و واقعا آسیب می بینم اما این من هستم و این آسیب. این چیزی است که خوشحالی یا ناراحتی من را می سازد. من لازم نیست آن را با توجه به موقعیت شخص دیگری تعمیر کنم.

شما فیلم کوچک Dear Zindagi را تهیه کردید همچنین فیلم هایی مثل Chennai Express و Raees . آیا ساخت Dear Zindagi مشکل تر بود؟
شاهرخ خان: من اعتبار زیاد ساخت این فیلم را برای شرکت دارما و گوری می دانم.اگر آنها نبودند این فیلم ساخته نمی شد.ما نمی توانستیم این فیلم را با بودجه ای معین و خیلی پایین بسازیم و آنها شرایط را فراهم کردند. به این دلیل ما در روز یکشنبه سود کردیم.این شما را تشویق می کند که بیشتر روی این نوع فیلم ها سرمایه گذاری کنید.آنهایی که بزرگ هستن از شما پول بیشتری می گیرند حتی قبل از اینکه فیلم بزرگی ساخته شود.اگر شما با فیلم هایی مثل این پول خوبی بدست می آورید این مسیری است که شما را بیشتر دلگرم و تشویق می کند.
من شب گذشته به کاران گفتم که باید یک فیلم دیگر بسازیم.اگر تو می توانی بودجه را پایین نگه داری، من هم قسمت بازاریابی را بر عهده می گیرم.این درباره نبوغ من نیست اما هر فیلمی به بازاریابی خاص خودش نیاز دارد.شما طرز فکر فیلم خودتان را می شناسید با اتفاق هایی که حول آن رخ می دهد. نوع بازاریابی فیلم Dear Zindagi به گونه ای بود که از یک طرف فیلم معناگرایی برای تماشاگران بود و از طرف دیگر این فیلم گوری وآلیا بود و من فقط یک حمایت گر بودم . من نمی گویم که نقش من حضور افتخاری بود ، این حضور افتخاری یا نقش کوتاه نبود.اینجا نقش های کوچک وجود ندارند، بازیگران کوچک وجود دارند.من بهترین نقش را داشتم اما مردم فکر می کنند من در نیمه دوم فیلم وارد فیلم می شوم.آنها فراموش کردند که من در Deewana در نیمه دوم فیلم وارد فیلم شدم که نقش خیلی بزرگی نبود.
آخرین بار که ما صحبت کردیم شما به من گفتید که امروز شما در فضای ذهنی مشابه با چند سال اول حضورتان در صنعت فیلم هستید، شما می توانید در این باره توضیح دهید؟
شاهرخ خان: من وقتی اینجا آمدم، خیلی درباره سینما نمی دانستم.من فقط یک اجرا کننده بودم و بازیگری در من می گفت که من دوست دارم این نقش را، من فقط یکی از بچه ها در فیلم Dil Aashna Hai بودم اما من هما مالینی را دوست داشتم خب من با او کار کردم.Raju Ban Gaya Gentleman ستاره بزرگی داشت، در این فیلم آمریتا، جوهی چاولا و نانا پاتکار حضور داشتند اما برای من تجربه شیرینی بود. من حتی تصور نمی کردم در فیلم Kabhi Haan Kabhi Na بازی کنم. من درحال نوشتن بودم و کاندان شاه مشغول خواندن اما من برای بازی انتخاب شدم.
به عنوان یک تولید کننده ، من فیلمی را برای شاهرخان تولید نکرده ام. خدای ناکرده یک روز می آید که من یک فیلم برای خودم تولید کنم. خدای نکرده من یک وسیله نقلیه پیدا کردم که برای من است و من رانندگی می کنم.من باید هر وسیله نقلیه ای که دارم را هر روز رانندگی کنم. این که زندگی چگونه باید باشد. متاسفم برای شخصیت پر شکوهی که هستم اما من هستم.
این تحقیرآمیز است که کسی یک وسیله نقلیه برای من طراحی کرده است.شما یک وسیله نقلیه به من می دهید و من رانندگی می کنم.به عنوان تهیه کننده من هرگز برای خودم تولیدی نکردم و امیدوارم هرگز این کار را انجام ندهم. این درست شبیه تولید کردن برای پسر ستاره خودتان است.من پسر ستاره نیستم. من فقط بازیگری هستم که نقش هایی بازی کرده است.من برای بازی در فیلم Fan یا Dear Zindagi خیلی هیجان داشتم.
مردم می گویند، نقش های تو متفاوت نیست؟ نه نقش های من متفاوت نیست. اما هیچ کسی بسیاری از نقش هایی که من بازی کردم را بازی نکرده است.خب هرکسی که می تواند آن ها انجام دهد. فکر نمی کنم آنها باید در این باره بحث کنند. بعضی ها می گویند که این فیلم فقط برای 80 یا 90 کرور ساخته شده نه 200 کرور.مردم حتی متوجه فضای تجاری ای که من در آن قرار دارم، نیستند.جایی که من بسیاری از نگاه ها را جلب می کنم و پول زیادی بدست می آورم.تجارت های زیاد و اسم ها و شهرت وخب همه این ها هست.
من فقط می خواهم بازی کنم و همیشه خیلی زیاد این را خواستم. شما می توانید از گوری یا آلیا بپرسید که من درباره نقشم سوالی کردم؟ آیا من هرگز گفتم این صحنه درست نیست؟ اوج سکانس من را در فیلم ، آنها پاک کردند، من احساس بدی ندارم و در عوض حس می کنم آنها چیزهای درستی را انجام دادند چون به هرحال خیلی طولانی می شد.من در هیچ فیلمی هرگز سوالی نمی پرسم.من فقط می خواهم به عنوان بازیگر در فیلم شرکت داشته باشم و در باره همین موضوع شاد هستم.
آیا ستاره بودن شما آسیبی دیده است؟
شاهرخ خان: من واقعا از موفقیت هایم و از اینکه عالی هستم غافلگیر نمی شوم. من همیشه این معنا و مفهوم را می خواستم.برای من این یک مسیر طبیعی از چیزهاست.من قبلا به سختی کار کرده ام و الان هم به سختی کار می کنم.من واقعا می خواهم کارهای خوبی انجام دهم. این صحبت شاید متکبرانه باشد اما یک باور معصومانه از یک کودک است.این را خدا برای من مقرر کرده بود و من خیلی خوب و فروتن ،در انتظار آن بودم.
راه بعدی نگاه کردن به آن است. من از چیزهای مادی جدا هستم و در مورد افراد بسیار احساسی هستم. من به هیچ چیزی وصل نمی شوم و درباره موفقیت هایم ، کارم خیلی احساسی هستم.من هنوز فکر نمی کنم انواعی از موفقیت هایی که به آنها نیاز دارم را کسب کرده باشم. من هنوز هم حس می کنم در حال مبارزه هستم و من هنوزم کارهای مشابهی که 25 سال پیش انجام می دادم را انجام می دهم. من سوار ماشین می شوم و موهان راننده من است. برای فیلمبرداری می روم و گریم می شوم.
اگر فیلمی پرفروش شود من سخت تر تلاش می کنم تا فیلمی پرفروش تر بسازم.اگر فیلمی شکست بزرگی متحمل شود، من سخت تر تلاش می کنم تا دوباره فیلم پرفروشی بسازم.تمامش همین است.من قادر به شمارش تعداد تی شرت هایی که از آخرین دیدارم از نیویورک خریدم ، نیستم. من زمان کافی ندارم. من نمی توانم به عقب نگاه کنم و بگویم چه موفقیت هایی بدست آوردم.
لطفا ادامه دهید
شاهرخ خان: پریروز پوجا(مدیر برنامه های شاهرخ) یک فرمی را پر کرد و تعداد جوایز من را شمرد برای یک دستور عمل برای جایی که من باید به آنحا بروم و آنها در این باره صحبت کرده اند. من فرم را خواندم و دیدم چقدر جایزه دارم. من هرسال در جشنواره ها برنده شدن را دوست دارم.من هنوز هم میل و علاقه شدیدی به جایزه ها دارم.اگر جایزه ای بدست نیاورم ، صبح از خواب بیدار می شوم و به سرکار می روم و من نمی دانم ستاره بودن من صدمه دیده است یا من دارم به اسم ستاره صدمه ای دائمی می زنم.
هیچ کس نمی داند و من به هیچ کس اجازه نمی دهم این را احساس کند چون من می توانم درباره احساسم دروغ بگویم و به راهم ادامه دهم.اگر من کاری دارم و به اندازه کافی ستاره بزرگی نیستم ، من نیاز ندارم که آن را نشان دهم.به لطف خدا من یک خانه ی عالی دارم که انگیزه ای برای ستاره شدن من نیست. خدا با من مهربان بوده است و من ناسپاس نیستم اما من واقعا به عقب نگاه نمی کنم و فکر کنم درباره کاری که انجام داده ام . من روبه جلو حرکت می کنم برای کاری که انجام نداده ام. من رو به جلو حرکت می کنم.

شما می گویید که اغلب صدمه ندیده اید. آیا شکست یک فیلم روی شما اثرگذار است؟
شاهرخ خان: من را می کشد. بسیار من را ناراحت و پریشان می کند. خیلی ناراحت و خیلی تنها می شوم. این که شما نمی توانید این موضوع را با همه سهیم شوید و نمی توانید به هیچ کسی توضیح دهید. در پایان این فقط یک فیلم برای دیگران است. برای من این قسمتی از زندگی من است که به طور کامل به وسیله مردم شکست خورده است و نادیده گرفته شده است ، مردمی که من را دوست دارند و من را به ستاره ای که امروز هستم تبدیل کرده اند.
این کاملا شما را از درون از بین می برد، شما وارد یک جشن می شوید و لبخند می زنید، وقتی شما بر می گردید با احساسات متنوعی درگیر هستید . من هیچ وقت این موضوع را تحلیل نکردم، من احساس می کنم می تواند برای تمام چیزهای اشتباه دلیلی وجود نداشته باشد . این اشتباه بود. درست مثل زمانی که یک فیلمی پرفروش می شود و دلیلی برای پرفروش شدن آن وجود ندارد.
ناراحتی از شکست خیلی شخصی است و حتی اگر من فکر کنم که در یک مصاحبه دارم آن را بیان می کنم ، من نمی توانم آن را توضیح دهم، نمی توانم حد و اندازه ی آن را به صورت شفاف بگویم چون فقط زمانی که شما ناراحت و پریشان هستید رخ می دهد.این یکی از شخصی ترین احساسات یک بازیگر است و من یاد گرفتم که این برای خودم باشد و با این فقط با خودم زندگی کنم.
آیا بازی کردن با این احساسات دوگانه که در درون شماست دشوار نیست؟
شاهرخ خان: نه، من توضیح دادم. من یک بازیگر هستم. من هیچ مشکلی با زندگی با احساسات چندگانه ندارم. گاهی اوقات در یک زمان من حس شادی و غم دارم.در زندگی احساسات هرگز نمی توانند جدا شوند. ما شاید از افسردگی عمیقی رنج ببریم و من این صداهای دوگانه و بیماران مبتلا به شیزوفرنی را می شناسم و برای بسیاری از مردم این عجیب است اما بازیگران احساسات را تمرین می کنند.آنها درون ما در کنار هم زندگی می کنند و گاهی اوقات به صورت همزمان تنفس می کنند. من خیلی زیاد در جایی شادی خودم را بیان می کنم درحالی که من در همان زمان ناراحت هستم.شاید این به خاطر بازیگران رخ می دهد و شاید به خاطر این که من هستم.
گاهی ممکن است شما ایستاده باشید و من افسرده باشم یا شما در را باز کنید و من بسیار شاد شوم. این خیلی عجیب است هردوی اینها در کنار هم زندگی می کنند.من دو قطبی نیستم، من چهار قطبی هستم. این اتفاق ها در زمان های مشابه رخ می دهد. بله گاهی اوقات من در یک زمان شاد و ناراحت می شوم.
آیا تاسف و حسرتی وجود دارد؟
شاهرخ خان: تاسفی وجود ندارد. شما نمی توانید پشیمان باشید. البته گاهی اوقات چیزهای کوچک غیر کاملی در درون شما سکونت دارند و من درباره این پشیمان نیستم اما حالا قسمتی از من هستند.اگر چیزی که آرزو داشتم آن را داشته باشم اما در زندگی شخصی من نیست، این قسمتی از من است. من به عقب نگاه نمی کنم و بگم لعنتی . این قسمتی از روح و قلب من است و گاهی اوقات در سکانسی در چشمان من دیده می شوند.
بسیاری از چیزها ناقص هستند، شخصی یا حرفه ای ،آنها با من زندگی می کنند.من هرگز آرزو نمی کنم که این اتفاق رخ دهد یا چرا من این را از دست دادم .
اگر شما به عقب نگاه کنید به تمام قسمت های زندگی خودتان،از اولین گروه تئاتر خود تا از دست دادن والدین خود ، ازدواج کردن با عشق خودتان، تبدیل شدن به یک فوق ستاره و تولد فرزندانتان ، چگونه آنها شخصیت شاهرخ خان را تغییر داده اند؟
شاهرخ خان: من با همه مهربان هستم. به خصوص با آبرام. اما نه خیلی تغییری نکردم. فکر می کنم همان شخص هستم. شخص مشهوری گفته: تنها تصویر ها بزرگ تر می شوند.من همان شخص هستم و خیلی تغییری نکردم. فقط به نظر می رسد شخصیت من بزرگ تر شده است.
البته تغییرات کمی وجود دارد. سبک لباس پوشیدن من عوض شده، مدل موهای من تغییر کرده ، من از عطر های گران قیمتی استفاده می کنم چون توان مالی آنها را دارم، من با ماشین های گران قیمتی سفر می کنم، خب همه این چیز ها هستند اما واقعا به عنوان یک شخص تغییری نکردم.این ها باعث ساختن یک شخص یا شکست او نمی شوند.شما کسی که هستید که باقی می مانید.
ترجمه:amir